there is a house down in New Orleans


...که نمی شود رسید به تو.



...

مردن، وقتی  فصل مردن نیست.



the single fukg post for the greatest one ever

تمام زندگی من خلاصه می شود در یک واژه، هر جا که باشم، ایستاده، "یا بر پهلو تکیه داده"، بیرون، در دانشکده، کلاس ها، مسافرت ها، سینما، مهمانی های شبانه، در راه... کسی که همیشه بوده است از آغاز،  و جبران من، در پاسخ، رقت بار بوده است.

اتفاق در حاشیه است.


وبلاگ تو فتیش من است. از انکار نبودنت به این  روز افتاده ام.


when sesame doesn't listen to me

آخر شب که من بی مایه می شوم، تنها، ته چت ها سیگار دارند؛

برای تو که نه هیچ چیز دیگر، که تنها اعتماد به نفسم را به باد داده ای،

و من که اسلام را به باد داده ام،

هوف... پوف... پوف...

خرمایی به طمع گوشت تن مرده، تازه ی تازه، با چاشنی ترشیدگی،

در حیاط پشتی میوه های سرو را آتش کشیده،

در سردر دانشکده ندا داده بودند که،

پریسا، هنوز منیت تو، با تو است،

پاسخ من که در نطفه زائید هم،

چیزی مشابه همان بود، ریحان...

چیزی مشابه همان.

و دیشب، در خواب، مرا پذیرفتی، مرا و حرف هایم را

پس از چند ماه و اندی، سکوت.

...

آخ، مگر معلوم نشده که تو از همه مان بیشتر مهربانی داشتی، چه در کوی، که فحش ها و ضربه ها را می پذیرفتی و چه با او که رفته، وقتی همه در آستانه بودیم، تو در درون با او بودی... و من، که آن قدر پوچی ام را حامله هستم که دیگران را ندیده وا نهم... چه اعلام برائتی دارم؟ من هنوز هم همانم.

من را ببین که، نفهمیدم، من، که نفهمیدم وقتی تو از نوبهار گفتی و از توالی سال های پوچ. روزها اگر همان می ماندند که گله ای نبود دیگر مریم، روزها بدتر می شوند هر روز، حواست هست به من؟... من که در میان خنده ها و تحقیرها خودم را از زیر می کشم بالا، و می گذرانم، باورت می شود؟ می گذرانم. لحظه، مرز تبدیل خنده و گریه  است. آذر که زود می گذرد بهانه است، می دانی.

And so it is
Just like you said it would be
Life goes easy on me
Most of the time

when there were two before, but there is one now

دوستان، کارت دانشجویی ام گم شده... از یابنده تقاضا دارم.

two theses out of blue


دو تز غلط و یا ثابت نشده در مورد زنان که پزشکی هم بد از آن حمایت نمی کند؛

1. سک-س مقعدی برای زنان لذت بخش است.

2. در دوره ی خونریزی ماهانه زنان، تمایلات جنسی شان کاهش می یابد.



when there is you that I recognize in the crowd

وقتی که دیدمت، وقتی که من، وقتی که دیدم، وقتی که دیده شدی از پشت ماسک و کلاه و شال و مقنعه هایم،  تو، دور و برت چیست؟  تو، همان که به غزه می تازیدی... تو، همان که چندین سال، چندین سال در درس و کلاس... به غزه می تازیدی... حال، من، پرده ها را برداشته از روی چشمک هایم، مثلا، غزه را شفاف می بینم، که به وضوح نزدیک تر شوم و خون را هر جا که باشد محکوم کرده، به! چه شعاری... تاثیر هر چه باشد، باشد، آکادمی و درس و سعید و اعراب و خون و غزه، تاثیر هر گهی که باشد، باشد...

وقتی که دیدمت، از پشت  اسپری، مانند فیلم ها، چرخش ها و مکث ها که شروع شدند، وقتی که خون، ایستاد، تند شد، ایستاد. وقتی که من...

چه بگویم از فحش ها و کینه ها، جایی برای تخلیه، این روزها فراهم است. چه برای من، چه برای تو.