two aspects of the same thing
2.باور کنید وقتی در حال چرند گفتن هستم چیزی درونی به من ندا می دهد. مثل امروز، در حلقه، که کسی در درونم می گفت: پریسا! بیشتر ادامه نده. فهمیده اند که داری چرت و پرت می گویی... که جمله هایت فعل و فاعل ندارند... که ذهنت پرت چیزهای دیگری است که آن چیزها هیچ گاه به تو نخواهند اندیشید...
pour le dimanche
perdus
از طرفی دیگر، این فمینیست های روانکاو که بحث «مادری مشارکتی» را برای جلوگیری از ایجاد عقده ی ادیپ و احیانا مشکلات دیگر پیش می کشند، می توانند به راحتی از تکنولوژی های زایمان و لقاح مصنوعی و سایر دستگاه ها در این راستا بهره بگیرند.
در نهایت بد نیست بارداری، زایمان و مادری را هم با این چیزها به گند بکشیم.
سیزیف، ببین تقلیل گرایی هم عالمی دارد...
تم، بک، چپ.
دوم. طنز آن چیزی که من حالا درباره ی دیگری ها می گویم، داستان همان لزبین هایی است که در سیستم پدرسالار از فاعل بودن در رابطه جنسی و میل به زنان ( که موضوع میل مردان است.) لذت می برند. یا مثال ساده اش می شود یک «شرقی» که به آداب و رسوم «شرقی ها» می خندد. من از دیگری صحبت می کنم، انگار می خواهم بگویم من هم در بازی شما (خودی ها) شرکت دارم...
سوم. کتاب شرق شناسی سعید، قطعا یک کتاب رهایی بخش است برای فمینیسم،اغلب می شود متون پسااستعماری را به رویکردهای فمینیستی تعمیم داد. جای فکوهی خالی است که ناسزا بگوید به دانشجوهای احمقی که بدون در نظرگرفتن زمینه، نظریه را تعمیم می دهند. به درک!
گاهی چشم می شوم مانند چندین چشمی که می نگرند از دور به او.
گاهی عدد می شوم در متن تحلیل یک پرسشنامه.
گاهی نشانه گذاری نشده می مانم، در فضا، بی حضور.
tips of the day:
Wake from your sleep
The drying of your tears, today we escape, we escape
Pack and get dressed, before your father hears us, before all hell breaks loose
Breathe, keep breathing, don't lose your nerve, breathe, keep breathing
I can't do this alone
Sing us a song, a song to keep us warm, there's such a chill, such a chill
چه می شود که تو، هیچ وقت، به من نگاه نمی کنی و من رازم را با خود و چند نفری دیگر حمل می کنم؟
چه می شود که رکود می پیچاندم در دالانی که بد هم نمی گذرد؟
"متوجهی که، می خواهم مکانیسمش را برایم توضیح دهی."