3.


سالی که گذشت، تقویمش مزین بود به اولین اتفاق های یک رابطه، و هزار جور اولین اتفاق در هر رابطه ای وجود دارد که باقی اش را هم احتمال می رود، شخصیتی مانند من، هیچ گاه امتحان نکند. بنابراین بدیهی است که رابطه ی یک ساله ی من در سال آینده، اتفاق های دست اولی را تجربه نخواهد کرد و کیفیت هیجان هایش مانند سال گذشته نخواهد بود.



2.


دوستانی که در نقد فتاده ها را پای می زنند، بدانند که هیچ سنگ مثبتی جابجا نکرده اند.


1.


از زرق و برق عکس های مهمانی دوستان شبیه خودت؛

که چند روزی است قرین مرحمت عام شده است،

از چربی آرایش زنان و موهای مردان و غذاها،

بیا به دالان های تاریک و لزجی با دودهای تطهیر کننده سفرت دهم،

که بیراهه ی تخیلت هم به آن نرسد،

جایی که چشمانت، هیچ به کار نیایند،

که مجبور شوی بهتر گوش دهی، بی آن که چشمانت را تنگ کنی، یا نور آزارت دهد.

بیا بساط ما را هم آزمایش کن،

می دانی که، ضرری ندارد.


Neither drug nor love can cure us, Do they?


Potpourri

ای رخصت کوتاه فراغت از سختی ها، 

ای اواخر دیدار هایمان از جنس مرخصی های مصرف نشده ی آخر سال؛

 که نخورده لب ها را، می سوزند و به هوا می روند.


About Death

"The Immortal" ,  by Jorge Luis Borges

"Enter The Void" ,  by Gaspar Noé

Passing By

Saturdays to Tuesdays, Tuesdays to Saturdays.