در باب تحقيق هاي علوم اجتماعي


1- فكر كرده ايد كه در حالات غيرطبيعي و در اصطلاح بالابودن چه طور، تحليل هاي شما از مسائل اجتماعي، همانند تحليل هاي خودتان است، اما به نحوي تقليل گرايانه تر و تك عاملي تر؟ به اين تحليل ها در اصطلاح تحليل چتي مي گويند و فرد،‌ در طي فرايند تحليل، با ذوقي خاص احساس كشف پديده اي جديد را دارد كه تاپيش از آن، هيچ وقت به ذهنش خطور نكرده بود. تحليل هاي چتي ويژگي هاي بسيار جالب توجهي دارند.

اول آن كه در اين نوع تحليل ها فرد تحليل گر همه ي عينيتي كه در طي چندين سال ممارست سعي در فراگيري اش را داشته به كناري مي نهد؛ قضايا به شدت ذهني مي شوند.

دوم آن كه اگر در تحليل چتي، فرد و امور مورد علاقه اش هم سهيم باشند، قضايا عمدتا به نفع فرد و امور مورد علاقه اش تمام مي شود.

سوم آن كه تحليل هاي چتي، از جنس تحليل هاي فرد تحليل گر هستند. يعني تحليل هايي كه در تمامي عمرش داده و تنها فرقش مبالغه و اگزجره است. 

2- شده تا به حال درباره ي تحقيقي كه مي خواهيد انجام دهيد خواب ببينيد؟ مثلا درباره ي روش شناسي اش؟ يا در مورد ساختارش؟ يا نكته اي كه در خواب به ذهنتان برسد؟ و پس از آن در بيداري پي اين جرقه ي ذهني تان را بگيريد؟

به اين جرقه هاي ذهني در اصطلاح خواب نما شدن پژوهشي مي گويند. خواب نما هاي پژوهشي افرادي هستند كه آن قدر اعتماد به نفس هاي بالايي دارند كه ديگران را حتي از خواب هايشان نيز بي بهره نمي سازند. از طرفي ديگر، آن جمله ي معروف فرويد كه در سايت انسان شناسي و فرهنگ نيز آمده است را يادآورتان مي شوم: رويا بيان يك آرزوست. نتيجه اي كه از اين دو گزاره حاصل مي شود آن است كه در تيپ دوم، يعني خواب نمايي پژوهشي نيز ابژكتيويته و چندعاملي بودن معنايي ندارد. 

3- شده پس از روزها بالا بودن، و يا در حالات خواب  و بيداري حرف هايي به زبان بياوريد كه مرز بين حالات هشياري و ناهشياري تان را زير سوال ببرد؟ تفاوت بالا بودن و طبيعي بودن، تنها در بي نظمي ذهني و اگزجره شدن امور است. نظم همان امري است كه هشياري با آن تعريف مي شود. و بي نظمي پرداختن به اموري است كه پرداختنشان ضرورتي ندارد و جايگاهشان اينجا نيست.

4- تحليل ها و تحقيقات علوم اجتماعي، لغزش هاي زباني پژوهشگران علوم اجتماعي هستند. اين لغزش ها، تفاوتشان با لغزش هاي معمولي زباني اين است كه به شدت ساختار مند و آكادميك شده اند. عنصر نظم مي تواند در راستاي اقناع مخاطبان براي منطقي بودن متن گام بردارد. شما مي توانيد در پژوهشي كه خالي از محتواست نيز از استادان خود نمره بگيريد و تنها راه آن، ويرايش، فهرست مطالب، رفرنس دهي و اموري از اين دست است. كساني كه از بي نظمي مي ترسند،‌ نگران اين هستند كه شايد بدون نظم حرفي براي گفتن نداشته باشند.


The One Under The Pressure

پرسش: چرا هميشه خواندن جزوه كلاسي مفيدتر و اثر بخش تر از خواندن كتاب منبع درس است؟

   پاسخ يك: زيرا كتاب ها به طرز دردناكي حاشيه مي روند، بد توضيح مي دهند،

   و پر از مثال هاي وقت گير  هستند.

   پاسخ دو: زيرا اساتيد در نهايت از حرف هايي كه سر كلاس زده اند سوال مي پرسند.

   پاسخ سه: زيرا كساني كه جزوه مي نويسند، خصوصيات عجيبي دارند.

   پاسخ چهار: موارد ديگر؛ توضيح دهيد.


McCabe & Mrs. Miller

"You only cost me money and pain. Pain, pain, pain..."