چرا پوكر دوستان، چرا ؟

state of affairs-5

از نگراني هايش يكي هم آن كه وقتي در خيابان ها پس از ساعت ده شب به تنهايي حضور دارد كسي  با يك فاحشه اشتباهي اش بگيرد و در دلش نظري بر اوضاع بدهد.


state of affairs-4

«شاید خیلی چیزها باشد که ازشان ناراضی باشم٬ اما دیگر با منند٬ مثل اینکه باهاشان ازدواج کرده باشم. شاید آدم بیخودی باشم٬ اما همان قدر خودم را دوست دارم که می دانم آب سِن٬ گند و لجن است.»

مرگ قسطی٬ سلین

blend

گربه ی در سه کنج چنگ زن...

veil

  «ذلک أدنى أن یعرفن»

justification

نه گفتن امر غریبی است٬ وقتی در آن رگه هایی از مازوخیسم دیده شود.

performance

نشود که فاحشه ی ما استریپ تیز کرده باشد و من ندیده باشمش.

five days of mine

بازی می کنی با من یا کلا پرتی از ماجرا؟  همان، نمی فهمی چه می کنی،  دچار پارانویا از پارانویای توام، تو واژگان را به من حرام می کنی، حواست نیست چه می گویی یا به تخمت نیست به چه نگاه می کنی یا چه؟  بیایم  بگویم  برایت کافی است؟ که زندگی ام را... که چه شود؟ نکند ژانر هندی می پسندی؟ بعید نیست البته از تو. هر چه باشد تو دیگری غریب من هستی، هر چه من ندارم قرار است در تو جمع شود دیگر، نباید ؟  و اصلا همه این ها را بگذار کنار... چه می کنی با من؟ 

که بگویم حوصله ندارم که چه شود؟ که چندین روز است که «حسنک کجایی»؟ یا هر چه٬ همان بهتر که دلخوش همین ها باشم که می بینی٬ «بهترم حالا» بگویم که حالا خلافش ثابت شود؟

 صرف اهمیتش را به خاطر نمی آورم. چند روز است که شیب خط یکسان است، منفی یا مثبت، من به همه چیز مشکوک می شوم. حالا من به واو ها بی اعتنا ام.

plaudit phase

ر.ذ. شاخ پرسشگران جهان را شکسته است.

born to be impressed