Requests

بايد به امور شگرف تري در زندگي شك مي كردي تا به من و كارهاي روزمره ام.


½8

«بحراني در الهام شدن عزيزم؟ و اگر از نوع گذرايش نباشد؟ اگر فروپاشي واپسين يك دروغگوي كثيف باشد چه؟ بي هيچ شامه اي و استعدادي؟ شپلق...»

femi-leaks

نگارنده اين وبلاگ، پس از مرور دوباره ي پست هاي سال پيش، به نتيجه ي قاطع خم شدن زير بار شيفتگي در سال گذشته رسيده است. اين ماجراي چند ماهه، به تراژيك ترين نحو ممكن خاتمه يافته و امور طبيعي با شتاب، همه ي اتفاقات خرق عادت را پاك و ناپديد كرده است. گذشته از اين كه حواشي قضيه به طرزي باورنكردني در راستاي حمايت از مستضعفين و رسيدن به صراط مستقيم بوده است،‌ نامبرده در كمال ناباوري تمامي بازي هاي سال پيشش را كنار گذاشته تا از يك انسان ... خول به يك انسان شبه  متمدن- جدي تبديل شود. هر چند تلاش هاي وي بيهوده نبوده است، تمامي اسناد حاكي از اين است كه دلتنگي وي براي بازگشت به وضعيت پيشين در كنه اميالش نهفته و در انتظار فرصت مناسب مانده است.


numbers, lines, days

 با كدام شماره به من مي رسي؟ در كجاي سير خطي زندگيت؟  به ماندگاري چند روز؟ 


Holy Dread

آقاي تهران تعطيل كن! كارها را تلنبار كرده اي هيچ به تخمت هست؟


In The Distance Fading

برايت حمله انتحاري مي شوم. بنيادگرايم بمان.


South 2nd

 تنوره ي ديو و تنور داغ؛  روزهاي نچسباندن و ترس، به لف و نشر مشوش.