نه، «نقشه آن چنان شبيه يك نقشه نبود؛» طبق معمول بازگشتن از فلاح. «اقدام براي قدم زدن در شهر.» كه تو تمايلي به آن نداري. «يكي از آن شب هايي كه تعجب مي كني از نمردن كسي.» برنامه هاي ديگري روي ميزت است. « فكر كردم براي خوش گذراني نيامده بودي.» براي چيز ديگري هم نه. «فكر كردم شايد گفته بودي كه آمده بودي براي من.» آن چنان اميدوار هم نبودم. «شروع به صحبت كرديم.» بدون شيرازه ي انتخابي من. «تو به كس شعر هايم خنديده اي.» به فكر نكردن به تو فكر مي كنم. «شنيده ام روزهايت را چه طور مي گذراني.» تو و باقي جمع بچه جقي ها. «اقدام براي قدم زدن در شهر.» كه تو تمايلي به آن نداري.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط فمینا
|