نگاه اول: نگاه که می کنم به همه چیز، می بینم همین طور دور می زنند و از نو ساخته می شوند تمامشان... مثل محور سینوسی بالا و پایین می روند ... مثل دیواره ی رحم که ساخته می شود هر ماه برای اتفاق ها ، و اتفاق ها که نیفتد آن گاه دیواره اش با درد و خون و آه تراشیده می شود...

     نگاه دوم: زندگیم ساخته می شود از بن... از اساس... با حرف های  م  ی  ر  ا ... به همین سادگی... پرواز می کنم یا سقوط فرقی هم نمی کند. دست کم یکنواخت ادامه نخواهم داد.

    نگاه سوم: این واژگان از دایره المعارف شیطان از آمبروزیروس برایم جالب هستند:

·        ایدئولوژیک: کسی که ایدئولوژی اش این اشتباه را دارد که با ایدئولوژی تو مخالف است.

·        انقلاب: تغییر خشونت آمیز شکل یک حکومت مزخرف و احتمالا با حفظ محتوای آن.

·        دوشیزه: لقبی که به وسیله ی آن زنان مجرد را داغ می کنیم تا به اطلاع همگان برسانیم که این اجناس هنوز در بازار فروش موجود هستند.

·        سیاست: وسیله ی کسب درآمد بخش فاسد طبقه ی جنایتکار جامعه.

·        فهمیده: کسی که برای ابتلا به عفونت عقاید ما مستعد است.

·        سرمایه: چیزی که برای یک آنارشیست آتش قابلمه غذا میز کارد و چنگال به ارمغان می آورد، سهم خود او بدگویی قبل از غذاست.

  نگاه آخر: در کلاس  دکتر ناصر فکوهی تمام  راه ها به غیبت خوردن دانشجو ها ختم می شود.