«چه طور می شود که تو را به نوشته ای تبدیل کرد و از دور، بافاصله خواند؟ با ورودت مبهوت می کنی اتاق را... هر چه شیدایی های من شمارش از دست خارج است به ماندگاری تو کمتر کسی می رسد. اروتیسم از شاکله ی تو پرکشیده و معنا از چهره ی من رخت بربسته، فصل مشترکمان اما باز تن است.»