پاسخ به اشک ها. وقتی که مدت هاست مرده ام.
گور پدر همه ی این ها دختر... تو اصالت داری. تو حق آب و گل داری به واژه ی همان. تو همان. همان واقعی هستی. تو کپی رایت داری برای واژه های ویژه ی خودت. گور پدر همه ی این آدم ها دختر. تو. توامان روزها و شب ها هستی. تنها در سه ساعت و نیم تفاوت. حتما من مدت هاست مرده ام که روزها چشم هایت سرخ شوند و ورم کنند. وقتی که خسته می شوی روزها و تنها. چه اهمیتی دارد کسی بگوید دوستت دارم یا نه؟! من از آن سوی مرزهای ندیدنت برایت می نویسم. برای تو که همیشه بودنت تازگی ست. شاید اما روزی برسد که تو. بدون آن حس لعنتی دلتنگی و تنهایی. برای همیشه. و من. بدون این روزها ی سیاه. برای همیشه. مرزها را به بازی بگیریم و نگرییم باهم. که بخندیم به دیگران. و مسخره کنیم یکدیگر را اگر. کسی. از. ما. روزی. از. روی. میز. بیفتد. به. زمین. آخ!...اما. حالا. چاره ای .جز . مردن . ندارم . تمام می شوم.
دختر!...نگاه کن!... نگاه کن... که غم... درون... که غم درون... که غم درون دیده ام. چگونه قطره ... چگونه قطره قطره... چگونه آب می شود.
اسیر آفتاب می شوم. اسیر آفتاب می شود.
one more cup
the one with no name-2
گفته بودم این روزها غبطه می خورم به گذشته ها؟ گفته بودم هیچ. هیچ. هیچ راضی نیستم و نخواهم بود؟ می گویم گه بزنند به این جا و آنجا و هر جا که من هستم. و تو هستی. و دیگران هستند. دیگران که مهم ترند. م ه م. مهمل و مهم. گور پدر تو و دیگرانت.
گفته بودم تنهایی می دود در جای جای این شهر کثیف و زشت و دودی؟ گفته بودم متنفرم از شب هایی که هیچ حسی ندارم به تو و به خودم؟ انگار اصلا فرقی هم می کند... کفاره. سادات. عام! گفته بودم لعنت به این شهر متعفن و دانشکده ی خالی و گذشته ی پربار؟ گفته بودم حتما آن طرف ها پایین تر از پارک لاله مدرسه ای باید باشد؟ می گویم حالا... لعنت به این ها و آن ها که قبلا گفتم و من و تو و رویاها.
اعتراف نامه بخش دوم
St's Confession
۲. من ملخکی هستم که دوبار دوبار با فاصله های زیاد از هم می جهد. این طور باقی می مانم.
۳. تولدت مبارک رفیق همزاد!