چه بازار راکدی دارد همه چیز، نه تنها خانه، دانشکده و کلاس ها، که تو ... و من.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت توسط فمینا
2. چند ماه است که دوستانم را نمی بینم؟ همو می داند چه قدر در تنبلی باهم رقابت داریم...
3. این دانشکده، وقتی شلوغ می شود حالم را به هم می زند... همه یک صدا داد و فریاد می کشند و قیافه هاشان زشت تر از آن چه بود می شود...
این کثافت ها شقیقه را از جاهای دیگر تشخیص نمی دهند. ریدمان های آن ها به شرطی سودمند بود که زمین تشکل خاکی بود و می توانستیم گیاهی با آن برویانیم. کاشی های کف تشکل ها را دیده اید؟ جای کود دهی به هیچ گیاهی در آن نیست.