چه بازار راکدی دارد همه چیز، نه تنها خانه، دانشکده و کلاس ها، که تو ... و من.

1. این روزها هر ثانیه و هر جا، در هر شرایط و موقعیتی... با هر روحیه ای که داشته باشم، حس تکی آزارم می دهد... انگار تمامی ندارد... من سیری ناپذیر شده ام!!!

2. چند ماه است که دوستانم را نمی بینم؟ همو می داند چه قدر در تنبلی باهم رقابت داریم...

3. این دانشکده، وقتی شلوغ می شود حالم را به هم می زند... همه یک صدا داد و فریاد می کشند و قیافه هاشان زشت تر از آن چه بود می شود... 

سایه ی سا بر سرِ ما

 

این کثافت ها شقیقه را از جاهای دیگر تشخیص نمی دهند. ریدمان های آن ها به شرطی سودمند بود که زمین تشکل خاکی بود و می توانستیم گیاهی با آن برویانیم. کاشی های کف تشکل ها را دیده اید؟ جای کود دهی به هیچ گیاهی در آن نیست.

پیشنهاد می کنم آهنگ Grafton Street را از آلبوم Safe Trip Home از Dido.

as perfect as today could be

می دانم... کار را سخت تباه کردم.

انگشتر آبی میناکاری من... انگشتر آبی میناکاری من... انگشتر آبی میناکاری من...