اغلب وقتی خواسته ام گوش دهم کسی حرفی برای گفتن نداشته است.

این روزها حساب می کنم عمر تخمینی را در یک زندگی تخمی.

اینجا کلیدها قفل های همدیگر را باز می کنند.

 

لزبین های جهان متحد شوید!

(برای کسانیکه می اندیشند لزبین واژه ی زشتی است و باید حتی از کامنت هایشان هم آن را پاک کنند.)

هیچ هم خبری نیست. حسبی لی نفسی.

sing us a song... a song to keep us warm... there is such a chill,such a chill

the missing ingredients among

ما هفت نفر هستیم. هر سه ماه چهار نفر از ما همدیگر را در دیداری عمومی ملاقات می کنند که قرار بود هر هفت نفرمان در آن حضور به عمل رسانند.

حس می کنم کسی به خستگی و دلتنگی من در این دنیا نیست.

 

باید به یاسمین بگویم از این که امسال هم هیچ گهی نخوردم متاسفم.

امروز روز اول دی ماه است.  بی راز و نام هیچ گل و فصلی.