<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ستانه </title>
<link>http://femina.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 01 Jan 2010 16:55:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>براي باكره ي واقعي ما.</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-232.aspx</link>
<description>
نبينم دختر، نبينم اين طور از زمان حرف بزني... كامنت هاي خصوصي، گروگان
هايي هستند كه به محض پاسخ متقابل، جانشان بي بها مي شود، و پاسخ من به تو
همين است... زمان، برداري غيرخطي است. زمان شوخي بردار نيست.</description>
<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 16:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=232</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-232.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-231.aspx</link>
<description>چرا سوراخ هاي اميدم را درز گيري مي كني؟  &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 18:35:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=231</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-231.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>when it feels like striptease-3</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-228.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
به آن پسر نروژی می اندیشم که چه خوب از نزدیک، ایران را، و ما دانشجویان
به ظاهر سکولار را، قضاوت می کرد با مونولوگ هایی در درونش. و چه با علاقه
سوال هایی درباره ی فعالیت هامان می پرسید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;به شش ماهی می اندیشم که در حال تعلیق به سر می بریم و خشونت این روزها.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به خنده ی تمسخر آمیز کسی که حتی نامش را نمی دانم در کلاس دیروز.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به ترانه های محمود طلوعی، که دختر، شاهکار است. و پیاده روهای امیرآباد مرا پر می کند در تنهایی و تاریکی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و به روزها، به روزها...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 18:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=228</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-228.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کالبدشکافی یک متن یا چگونه می توانم یک کالبدشکاف خوب باشم؟</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-226.aspx</link>
<description>
برای کالبدشکافی یک متن، به روشی که دکتر نفیسی، در درس انسان شناسی علم و
تکنولوژی می خواهد، باید حتما چت باشید! توجه به حاشیه ها، پی بردن به
ایدئولوژی پنهان در متن، گیر دادن به همه چیز، قفل متن شدن، زیر و رو کردن
واژه ها، همه و همه مستلزم داشتن شرایط ایده آلی است که جز در چتی نمی
توان بدان دست یازید!&lt;p&gt;پ.ن: چت سر خودهایی مثل باکره ی واقعی ما، ر.ذ ، از این پروسه بی نیازند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 17:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=226</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-226.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عاشورا</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-223.aspx</link>
<description> 
در باب عاشورا حالا هنوز کلیتش به ذهنم می رسد. پیش تر ها هم شنیده بودیم
درباره ی موقعیت مناسکی که در آن کارکرد ها و نقش ها جابجا می شوند، در
عاشورا این اتفاق در دوگانه ی آزارخواه- آزارگر اتفاق می افتد. وقتی
آزارخواهی در جامعه مردسالار و موقعیت عادی به زنان نسبت داده می شود، اما
در عاشورا نه. در این مناسک اتفاقا نقش ها عوض می شود و زنان حق ندارند
زنجیر بزنند و سینه.  البته شاید در حاشیه، زنان چنین اعمالی را انجام دهند
اما در مرکزیت مناسک، مردان برگزار کننده هستند و زنان نظاره گر...   این
نوشته در حال بررسی است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 18:53:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=223</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-223.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>«دیگر چه امید ماند؟»...
</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 05:50:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> به مناسبت لکه بینی در تهران</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>
چند روز پیش، و همزمان با آلودگی سردرد آور تهران، یاد فیلم «تهران انار ندارد.» افتادم. اتفاقا تهرانی که در فیلم نشان داده شده بود مرا به یاد تهران های بهتر خودم انداخت. ولی قضیه برای من آنجا مهم  است که اگر به خودت زحمت گذر کردن به مثلا جنوب غربی تهران را ندهی، شاید تهران چیز دوست داشتنی و خوبی هم باشد. &lt;p&gt; کسانی حالا از تهران می نالند که در نهایت، تهران بدی زیادی بهشان نکرده جز اینکه ماشین های کثافت و گنده خودشان باعث ترافیک و آلودگی اش می شوند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;می خواهم در پایان، به این نکته برسم که کسانی که به زاغه ها سر می زنند و عکس هایی ( به مثابه اکت هایی مازوخیستی برای وجدان ناآرامشان) از آنجا می گیرند هم جزو دسته ی اول قرار می گیرند. آنها که با استاد روش تحقیق عملی شان به دیدن زاغه ها می روند و تمام تلاششان به کاربستن آموخته هاشان در نحوه ی برخورد با زاغه نشین هاست. امثال من و دوستانم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما دسته ی دومی وجود ندارد، آدم هایی که جزو دسته دوم هستند صدایشان به هیچ جا نمی رسد، همان طور که مرگشان. و کاش این بار در حرف های من مبالغه بود. آدم ها می میرند در جنوب تهران و جاهای دیگر، دل ما برایشان می سوزد. تهران در سکوت،  آدم کشی می کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; با این حال، تهران از مخارجٍ  خیلی کوچکٍ خونٍ متعفنٍ قاعدگیٍ زمین است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 19:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>و اینک &lt;a href=&quot;http://sisyphus.persianblog.ir/post/419/&quot; title=&quot;سیزیف&quot;&gt;پستی&lt;/a&gt; جدید به سبک گذشته. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 25 Dec 2009 18:06:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>pour celui qui ne sait pas</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>
و برای پایان آذر:
&lt;p&gt;تو را به یای نسبتت قسم میدهم،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دامان چین چینت را،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رخصت بده که سرنوازی کند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا که مرگ ها تمام شده، &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و هلهله ها خوابیده،&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دست ها بیکار مانده اند،&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دامان چین چینت را بتکان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دامان چین چینت را...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 23 Dec 2009 10:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>when it feels like striptease-2</title>
<link>http://femina.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>
1. فکوهی را دوست دارم، وقتی پذیرای تفاوت انسان هاست... وقتی از اخلاق و صداقت و ادب حرف می زند. وقتی در آخرین جلسه ی کلاس فرهنگ و توسعه اش می گوید از نظر من توسعه مفهومی ویرانگر  و مخرب است، می گوید من ناامید نیستم و شما هم اگر غمگین می شوید و یا ترجیح می دهید از یک موضوع غم انگیز فرار کنید، بهتر است به فکر راه حل باشید...  &lt;br /&gt;&lt;p&gt;2. امروز وقتی در حال درآوردن مانتو ام بودم، دست بند سبزم  پاره شد و مهره هایش در سرتاسر اتاق پخش... پیش ترها در یکی از کلاس ها تعداد دانه هایش را شمرده بودم، 56 تا بود. حالا پس از گذشت یک ساعت، می دانم که 4 تایش گم شده است، 4 تا شاید به چشم هم نیاید اما ناکامل بودنش اذیتم می کند. یک کار قشنگ مازوخیستی می تواند این باشد که با این دغدغه های پوچ، روزهای گند را بگذرانم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3. واژه اشکاف یک واژه ی اروتیک است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 19:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=femina&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>femina</dc:creator>
<guid>http://femina.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
