تبليغاتX
ستانه

ستانه

چه بازار راکدی دارد همه چیز، نه تنها خانه، دانشکده و کلاس ها، که تو ... و من.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا 

1. این روزها هر ثانیه و هر جا، در هر شرایط و موقعیتی... با هر روحیه ای که داشته باشم، حس تکی آزارم می دهد... انگار تمامی ندارد... من سیری ناپذیر شده ام!!!

2. چند ماه است که دوستانم را نمی بینم؟ همو می داند چه قدر در تنبلی باهم رقابت داریم...

3. این دانشکده، وقتی شلوغ می شود حالم را به هم می زند... همه یک صدا داد و فریاد می کشند و قیافه هاشان زشت تر از آن چه بود می شود... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا 

 

این کثافت ها شقیقه را از جاهای دیگر تشخیص نمی دهند. ریدمان های آن ها به شرطی سودمند بود که زمین تشکل خاکی بود و می توانستیم گیاهی با آن برویانیم. کاشی های کف تشکل ها را دیده اید؟ جای کود دهی به هیچ گیاهی در آن نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا 

پیشنهاد می کنم آهنگ Grafton Street را از آلبوم Safe Trip Home از Dido.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا 

می دانم... کار را سخت تباه کردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا 

انگشتر آبی میناکاری من... انگشتر آبی میناکاری من... انگشتر آبی میناکاری من...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط فمینا