تبليغاتX
ستانه

ستانه

میانِ "سخن گفتن زنان از بدنشان" و هرزه نگاری  به اندازه ی موی باریکی فاصله نیست بلکه همپوشانی  و  همبستگی معنی داری وجود دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا 

ای رفته زدل راست بگو بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نیم. او مرده و من سا... من او نیم او مرده و من.... من او نیم... من او نیم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا 

من ریسمان باز ماهری هستم. روی رسن راه می روم. روی رسن درس می خوانم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا 

یک معلم زبانی داشتم که فقط یک ترم معلمم بود و خیلی شبیه جان لنون.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا 

جسم توری٬ به مثابه بلوار کشاورز٬ جایی که نه حجاب واقعی است و نه وصال.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا 

می دانید... خدا خوب خودش را نشان داد.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت   توسط فمینا